تبليغاتX
خلوت من

امشب اينجا دراز كشيده ام، در فكر ايامي كه با هم سپري كرده ايم

در فكر آنم كه دنيا اين گونه مي توانست زيبا باشد

من كه به ديدگانت چشم ندوخته بودم

چگونه فهميدي كه در انتظارت بدم؟

هرگز نمي دانستم كه دنيا اين گونه مي توانست زيبا باشد

روزها را سپري مي كنم

در روياي شبهايي كه با هم سر كرديم

هرگز نمي دانستم كه عشق چه معجزتي مي تواند باشد

آن گاه كه به پيشينيان مي انديشم

اما حالا تو را يافته ام و در حال پر گرفتتنم

هرگز نمي دانستم كه عشق در نظرم اين گونه مي توانست زيبا باشد

سپس به رقص در آمديم

با ريتم شعله اي در حال سوختن

و آنگاه كه مرا لمس مي كني،از حركت باز مي مانم

نفسم را در سينه حبس مي كني

همه آنچه مي خواهم حس كنم، به من مي بخشي

آنگاه كه يكي مي شويم

سپس مرا به بهشت دلت مي بري

آيا هرگز كسي به تو گفته

كه تو بهترين در دنيا هستي؟

آه تو بسيار زيبا هستي.بسيار زيبا

امشب اينجا ايستاده ام، در فكر ايامي كه در پيش رو داريم

هرگز نمي دانستم كه اين گونه زيبا مي توانستي باشي

از آن روز كه به زندگي ام وارد شدي

تنها مي خواهم بگويم، مرا سعادتمند مي كني

هرگز نمي دانستم در نظرم اين گونه زيبا مي توانستي باشي

بسيار...در نظرم زيبا هستي

بسيار

در نظرم

امشب اينجا دراز كشيده ام

امشب خواب مي بينم

امشب با تو مي رقصم

+ نوشته شده در شنبه 1384/07/30ساعت 6:27 توسط نسیم |

سر آغاز عشق از من بود

از تنهائی و از بی کسی من

از روزگار سیاهی که همه دم از عشق به... زدند

نمی دانم...

گناهم هر چه بود از خوردن سیب سرخ آدم بزرگ تر نبود

و انگاه که آدم دندان بر سیب خود انداخت

نمی دانست که روزی یکی از نوادگان خود

به خاطر فکر بزرگ و " اکبرش" روزه گیر صد روز شود

آغاز عشق از من بود

از آن دم که مصداق نون و قلم و ما یسطرون شدم

از هنگام که قلمی  را برای خوردن تکه نانی خشک در دست گرفتم

و اکنون برای ماندن تکه نان خشک قلم خود را پنهان می کنم و افکار خود را می بلعم...

+ نوشته شده در شنبه 1384/07/30ساعت 6:26 توسط نسیم |

رفتن دلیل نبودن نیست

در آسمان تو پرواز می کنم
عصری غمگین و غروبی غمگین تر در پیش
من بیزار از خود و از کرده ی خویش
دل نامهربانم را به دوش می کشم
تا آن سوی مرزهای انزوا پنهانش کنم

در اوج نیزارهای پشیمانی
قبرهای سیاه و سرگردان
که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
تو باور نکن اما من عاشقم
رفتن دلیل نبودن نیست
در غروب اسمان تو شاید
در شب خویشتن چگونه بی تو گم شوم
تو را تا فردا تا سپیده خواهم برد
و با یاد تو و با عشق تو خواهم مرد
تو باور نکن اما من عاشقم...
+ نوشته شده در شنبه 1384/07/30ساعت 6:24 توسط نسیم |

هر کاری کردم که تو رو گم کنم از خاطره هام

به در بسته خوردم و باز از تو گم شد لحظه هام

خاطره های بودنت رو چه جوری فراموشش کنم

دلی که تو آتیشش زدی چه جوری خاموشش کنم

جای نگاهتو پر نکرد هیچ کسی با هرچی که بود

انگاری تو خون منی تو گوشت و پوست و تار و پود

دروغ نمی گم بعد تو خیلی رفتن و اومدن

اما توی نگاه من هیچ کدومش تو نشدن

فکر نکنی ازت می خوام بیای با من بمونی

اینو گفتم که فقط صداقتم رو بدونی

من نمی خوام که مثل تو هرزی باشم توی دمن

من عاشق عشق می مونم تو دیگه مردی واسه من

+ نوشته شده در شنبه 1384/07/30ساعت 6:23 توسط نسیم |

از زمانی که وفا قصه برف به کوهستان است
وصداقت گل نایابی است
ودر آیینه چشمان شقایق ها عابر ظالم وکم عاطفه غم جاریست
به چه کس باید گفت؟؟؟!!!؟
با تو خوشبخت ترین انسانم.
+ نوشته شده در شنبه 1384/07/30ساعت 6:23 توسط نسیم |

عشق

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 11:59 توسط نسیم |

آيا مي دانيد كه مي توانيد از روي ميوه هاي انتخاب شده شخصيت آدمها را بشناسيدو بر اساس ميوه هاي مورد نظر بگوييد كه شرايط روحي ورواني اشخاص مختلف چگونه است؟ پس ميوه  دلخواه خود را انتخاب كنيد و به رازهاي شخصيتي خود و دوستانتان پي ببريد.

 

پرتقال

 اگرپرتقال ميوه محبوب شماست شما آدمي پر قدرت و بسيار صبوريد و دوست داريد كارها را به آرامي و با متانت اما درعين حال با درايت كامل و جسارت به انجام برسانيد. سختكوش و پر تلاش و كمي خجالتي هستيد اما در دوستي مي توان بشما اعتماد كرد. شما دوستان خود را با دقت انتخاب كرده وبا تمام وجود به انها عشق مي ورزيد واز درگيري وتنش به هرقيمت پرهيز ميكنيد.

 

سيب

 چنانچه سيب ميوه محبوب شماست فردي اسرافكاروبسيار رك گوهستيد. اگر چه ممكن است شخصاٌ بهترين سازمان دهنده ومدير نباشيد اما مي توانيد رهبر يك تيم كوچك باشيد كه با تلاش زياد تيم را به موفقيتهاي بزرگ ميرسانيد. دربيشتر موقعيتها ميتوانيد بسرعت و بدرستي تصميم بگيريد. شما از سفرهاي كوتاه و غيرمنتظره لذت ميبريد. زماني كه با شريك زندگي خود بسر مي بريد جذاب و خونگرم بنظر مي آييد وبشدت عاشق زندگي بمفهوم واقعي آن هستيد.

 

آناناس

 بسيار سريع تصميم ميگيريد وسريعترازآن عمل مي كنيد. در تغيير شغل و خطر كردن  درزمينه اجتماعي شجاع و بي باك هستيد. شما داراي يك توانايي استثنايي در مديريت مي باشيد ونمي گذاريد كار روي دستتان بماند.

دوست داريد مورد اعتماد ديگران باشيد معمولا خيلي سريع با ديگران ارتباط دوستانه برقرار نمي كنيد ولي به محض انجام اينكاردوستتان را براي هميشه براي خود نگه مي داريد. بندرت بدنبال زندگي رمانتيك مي رويد وشريك شما غالبا بواسطه اين صفات ممتاز تحت تاثيرتان قرار ميگيرد اما از توانايي شما در نشان دادن اين احساسات نااميد است.

 

موز

 عاشقان موزا فردي دوست داشتني آرام  گرم و طبيعتا با احساس هستيد. شما غالبا از نداشتن اعتماد بنفس وخجالتي بودن دررنج هستيد. ديگران از طبع آرام و شيرينتان سوء استفاده كرده وسعي مي كنند به اين وسيله براي خود موقعيتهاي جالبي را رقم بزنند. عاشق شريك زندگي خود درتمام زمينه ها هستيد واين عشق بخاطر زيبايي جسمي و روحي اوست! بخاطر روشي كه داريد روابط شما با او همواره دريك هماهنگي كامل است.

 

نارگيل

 شما دوستداران  اين ميوه سنگين و كمياب افرادي جدي با فكر وبا شعور هستيد. از روابط اجتماعي لذت مي بريد و بويژه روي همراهان و دوستان خود حساسيت خاصي داريد. ممكن است كمي خودخواه بنظر آييد اما لزوما چنين صفتي در شما برجسته نمي شود. شما فردي سريع الانتقال آگاه و گوش بزنگ هستيد كه در اين زمينه شغلي هميشه در بالاترين رده قرار داشته و به بهترين نحو كارها را انجام مي دهيد. شما نياز به شريكي عاقل داشته و عقل و احساس را باهم در اين مسئله دخالت نمي دهيد.

 

گيلاس

 چنانچه گيلاس ميوه محبوب شماست زندگي هميشه به شيريني كه در نظر داريد خود را بشما نشان نمي دهد. فراز و فرود در زندگيتان زياد است بويژه در موقعيتهاي حرفه اي و كاري . شما هميشه ودرهرپروژه اي كمي پول بدست مي آوريد و نه بمقدارزياد. ذهني فعال وخلاق داشته و غالبا بدنبال چيزهاي نوهستيد. شما شريكي صميمي و وفادارهستيد اما اثر گذاشتن بر احساسات شما كار ساده اي نيست. خانه تان براي شما بمنزله بهشت است و هيچ چيزي را بيشترازاين دوست نداريد كه درمنزل باشيد ودوستان وآشنايان و افراد خانواده شما را دوره كنند.

 

انگور سياه

 بطوركلي آدمي مودب وخوشروهستيد اما گاهي اوقات سريع وبشدت عصباني مي شويد هرچند به همان سرعت نيزعصبانيت شما فروكش مي كند. اززيباييها به هرشكلي كه باشد لذت مي بريد. بسيارمحبوب ومورد علاقه ديگران هستيد واين محبوبيت بعلت طبيعت گرم شماست. شوروشوق و علاقه وافري به زندگي داريد وازهركاري كه مي كنيد لذت مي بريد اعم ازلباس پوشيدن خوردن وخوابيدن. شريك شما بايد درتمام شوروعلاقه شما سهيم باشد تا بتواند ازتمام چيزي كه به اوهديه مي دهيد لذت ببرد!

 

هلو

 درست مثل هلو شما از عصاره زندگي لذت ميبريد. فردي رك گوبوده و روشي دوستانه داريد در بخشش و فراموش كردن نظير نداريد و براي دوستيها ارزش بسيار زيادي قائل هستيد. حس استقلال طلبي در شما بسيار قوي است و اين امر از شما فردي راستگو ساخته است.

عاشقي ايده آل صبور صميمي و يكرنگ هستيد با اين  حال به هيچ وجه دوست نداريد احساسات خود را در ملاء عام بروز دهيد.

 

گلابي

 چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاري ميكنيد ميتوانيد آن را با موفقيت به انجام برسانيد. شما دوست داريد كه نتيجه تلاشهايتان را بسرعت ببينيد. از انگيزه هاي مفيد ذهني لذت برده و دنباله رو آن هستيد. كمي خجالتي به نظر ميرسيد و در بيان احساسات خود چندان راحت نيستيد. زماني كه بدنبال شريك زندگي هستيد به هوش سرشار ديد وسيع و دل دريايي اش اهميت ميدهد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 11:46 توسط نسیم |

انتظار؟
مي تونه خيلي شيرين باشه.
مي تونه سخت باشه.
مي تونه هيجان انگيز باشه.
مي تونه بيهوده باشه.
مي تونه هر لحظه اميد رو تو دلت زنده کنه.
مي تونه بيشتر و بيشتر نا اميدت کنه.
مي تونه قلب مرده ات رو به تپيدن وادار کنه.
مي تونه گل توي دستت رو پژمرده کنه.
مي تونه تو رو از نو بسازه.
يا مي تونه درونت رو ويران کنه.
........................................
انتظار چيز غريبيه

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 11:36 توسط نسیم |

انسان از آغــاز زندگي در سن جوانـــــــي دلش تنهايي مي طلبد .

از درد تنهايي برايش غم مي آيد آنقدر غم مي خورد كه غم خوارتــر از خود را در دنيــــــا نمي بيند

وقتي غم دارد واژهاي بنام انتظار را مي طلبد و انتظار يك زندگي را مي كشد كه برايش خوشبخت

انگيــز باشد و حسرت يك زندگي را با عشق خون آلودش  مي خورد وقتي كه از زندگي خستـــــــه

شد خود را بي اميدتر از هر كس مي داند و آنگاه

حســرت چيزي بنام مـــــــــرگ را مي كشد

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 11:34 توسط نسیم |

دوستت دارم

يک

دوستت دارم، نه بخاطر شخصيت تو،بلکه بخاطر شخصيتي که من در هنگام با تو بودن پيدا ميکنم.

 

دو

هيچکس لياقت اشکهاي تو را ندارد و کسي که چنين ارزشي دارد باعث اشک ريختن تو نميشود.

 

سه

اگر کسي تو را آنطور که ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

 

چهار

دوست واقعي کسي است که دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند.

 

پنج

بدترين شکل دلتنگي براي کسي آن است که در کنار او باشي و بداني که هرگز به او نخواهي رسيد.

 

شش

هرگز لبخند را ترک نکن،حتي وقتي ناراحتي.چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

 

هفت

تو ممکن است در تمام دنيا فقط يک نفر باشي،ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.

 

هشت

هرگز وقتت را با کسي که حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند،نگذران.

 

نه

شايد خدا خواسته است که ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را.به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر ميتواني شکرگذار باشي.

 

ده

به چيزي که گذشت غم نخور،به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

 

يازده

هميشه افرادي هستند که تو را مي آزارند،با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسي که تو را آزرده،دوباره اعتماد نکني.

 

دوازده

خود را به فرد بهتري تبديل کن و مطمئن باش که خود را مي شناسي قبل از آنکه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد.

 

سيزده

زياده از حد خود را تحت فشار نگذار،بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد که انتظارش را نداري.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 11:33 توسط نسیم |

اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تويي اون که فقط دلم ميخواد منو ببخش
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تويي اون که فقط دلم ميخواد منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو مي شمارم
منو ببخش اگه بهت خيلي ميگم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب مي بينم
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تويي اون که فقط دلم ميخواد منو ببخش
منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي کمم
تو يک فرشته اي و من اگه فقط يه آدمم
منو ببخش اگه برات ميميرم و زنده ميشم
اگه با ديوونگيام پيش تو شرمنده ميشم
منو ببخش اگه همش ميسپارمت دست خدا
اگه پيش غريبه ها به جاي تو ميگم شما
منو ببخش من نميخوام تو رو به ما نشون بدم
نشونيتو نه به شب و نه دست آسمون بدم
منو ببخش اگه ميخوام تو رو فقط واسه خودم
ببخش اگه کمم ولي زيادي عاشقت شدم
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تويي اون که فقط دلم ميخواد منو ببخش
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تويي اون که فقط دلم ميخواد منو ببخش
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تويي اون که فقط دلم ميخواد منو ببخش
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تويي اون که فقط دلم ميخواد منو ببخش
+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 11:22 توسط نسیم |

عشق من

يادم کن ، گاهي

که به دل دارم آهي

تو که از دردم آگاهي

 

يه دنيا ، يه دنيا عاشقم من

بدون که از عشقت صادقم من

تو مست خويش و من مست عشقم

اگه نباشي مي ميرم

بيا که عمر از سر گيرم

 

تا هستم

با يادت شادم

آخه دل بر تو دادم

ديگه از غمها آزادم

 

يه دنيا ، يه دنيا عاشقم من

بدون که از عشقت صادقم من

تو مست خويش و من مست عشقم

اگه نباشي مي ميرم

بيا که عمر از سر گيرم

 

به انتظار ديدنت

به لحظه رسيدنت

دل داره پرپر مي زنه

از سينه ام پر مي زنه

 

اي چشمه حيات من

فرشته نجات من

شوق نفس هاي مني

هميشه روياي مني

 

يه دنيا ، يه دنيا عاشقم من

بدون که از عشقت صادقم من

تو مست خويش و من مست عشقم

اگه نباشي مي ميرم

بيا که عمر از سر گيرم

 

عشق تو درد

قلب من ، هديه جاودانه است

براي زنده موندن

قشنگ ترين بهانه است

 

دوست داشتن تو مثل

عطر خوش بهار

با تو نفس کشيدن

پايان انتظاره...!

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 11:21 توسط نسیم |

يك روز عشق و محبت و ديوونگي و فضولي، داشتن قايم موشك بازي مي كردند...
تا نوبت به ديوونگي رسيد؛ ديوونگي همه رو پيدا كرد اما هر چقدر گشت هيچ اثري از عشق نبود.
فضولي متوجه شد كه عشق بين بوته هاي قشنگ گل سرخ قايم شده واسه همين زود دوييد و ديوونگي رو خبر كرد.
ديوونگي هم وقتي فهميد كه عشق بين بوته هاي گل سرخ قايم شده، رفت يه خار بزرگ برداشت و فرو كرد بين بوته هاي گل سرخ.
يه دفعه صداي فرياد گل سرخ بلند شد...
وقتي همه به سراغش رفتن، ديدن كه چشمهاي قشنگ عشق كور شده و هيچ چيزي و هيچ حايي رو نمي بينه.
ديوونگي كه خودشو مقصر مي دونست، تصميم گرفت كه هميشه عشق رو همراهي كنه...
+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 11:14 توسط نسیم |

مرا انسان بخوان

شايد كه روزي بعد

برايت قصه ي عشقي بخوانم

تو را در فكر خود جايي دهم من

برايت با زبان شعري بگويم

مرا انسان بخوان

تا جان خود را

براي با تو بودن

همان قرباني ديرين بسازم

تو انسان بودن من را

براي خود نمي خواهي

تو مي خواهي مرا

قرباني بازي بي معناي خود سازي

تمام گرمي روح مرا گيري و

از آن در دل سردت كني آتش

مرا انسان نبودن راه تاريك است

تو از من راه تاريكي گرفتي

به من از شعله ي گرم نگاهت نور دادي

ولي اين شعله بر جانم گرفتست

من را آتش زدست اين نور سوزان

مرا انسان بخوان شايد كه روزي بعد

چنين شعري از اين ذهنم ببارد

و معناي خوش انسان شدن را

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 11:10 توسط نسیم |

خدايا آتش عصيانم امشب
سرود روشن بارانم امشب
به درياي غزل بي خويش و خاموش
پراز موجم دل طوفانم امشب
خدايا دفتر ناخوانده ام من
ز راه يک سفر جا مانده ام من
ز دشت لاله هاي پرپر
عشق

زمستان تا بهاران خوانده ام من
به
عشق عاشقان
خسته سوگند
به
قلب
شيشه بشکسته سوگند
به اشک سوگواران جدايي
به بغض در گلو بنشسته سوگند
خدايا طاقت تنهاييم ده
دلي بي کينه و درياييم ده
دلي زخمي تر از داغ عزيزان
به رنگ لاله صحراييم ده
خدايا عمر گل عمر حباب است
اسير باد يا نقشي بر آب است
در اين فرصت مرا با خويش مگذار
مرا درياب کين دريا سراب است 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 11:8 توسط نسیم |

خواب ديدم بر روي شنها راه ميروم

همراه با خداوند.

و بر روي پرده شب

تمام روزهاي زندگيم را مانند فيلمي مي ديدم

همان طور که به گذشته ام نگاه ميکردم

روز به روز پرده ظاهر شد

يکي مال من يکي از آن خداوند

راه ادامه يافت تا تمام روزهاي تخصيص يافته خاتمه يافت.

آن گاه ايستادم و به عقب نگاه کردم

در بعضي جاها فقط يک رد پا وجود داشت

اتفاقا، آن محلها مطابق با سخت ترين روزهاي زندگيم بود

روزهايي با بزرگترين رنجها، ترسها، دردها، و ........

آن گاه از او پرسيدم:

خداوندا تو به من گفتي که در تمام ايام زندگيم با من خواهي بود

و من پذيرفتم با تو زندگي کنم

خواهش ميکنم به من بگو چرا در آن لحظات درد آور مرا تنها گذاشتي

خداوند پاسخ داد:

فرزندم، ترا دوست دارم و به تو گفتم در تمام سفر با تو خواهم بود.

من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت.

نه حتي براي لحظه اي

و من چنين نکردم.

هنگامي که در آن روزها، يک رد پا بر روي شن ديدي

من بودم که تو را به دوش کشيده بودم
+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 11:7 توسط نسیم |

عهد كردم كه ترا عاشق و ديوانه شوم

در حريق غم شبهاي تو پروانه شوم

ابر غمبار افق هاي نگاهت باشم

چشم بيمار تو را مونس و همخانه شوم

در زلال نگهت حسرت آهي باشم

بر لب ساحل چشمان تو دُردانه شوم

چون درخت كهني بر سر من سايه كني

شاخه دست ترا خواهش يك لانه شوم

من سه تاري شوم و بر لب من قصه تو

سخن از خنجر و دل گويم و افسانه شوم

 

گاه مي انديشم

خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد؟

آن زمان كه خبر مرگ مرا

از كسي مي شنوي روي خندان تو را

كاشكي مي ديدم.

شانه بالا زدنت را

بي قيد

و تكان دادن دستت كه

مهم نيست زياد

و تكان دادن سر را كه

عجيب ! عاقبت مرد؟

افسوس !

كاشكي مي ديدم !

من به خود مي گويم :

« چه كسي باور كرد جنگل جان مرا


آتش
عشق تو خاكستر كرد ؟»

 «««حميد مصدق»»»

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 10:51 توسط نسیم |

 

مي دونم دلت گرفته .... من برات سنگه صبورم
چي شده تنها نشستي؟ .... مثل تو از همه دورم

واسه من زندگي سرده .... نكنه تو هم غريبي؟
كاش مي شد اشكهات و پاك كرد .... بميرم تو هم بريدي؟

چه تبسم قشنگي .... وقتي به غمها بخندي 

 آخه ارزشي نداره .... دل به اين دنيا ببندي                

                        
نازنين دنيا همينه .... اون كه خوب بود
بدترينه
نكنه تنهات گذاشته .... آخره عشقها همينه

اين روزا
عشقها خياله .... حتي فكرشم محاله
عشق پاك پيدا نمي شه .... باشه هم رو به زواله

مي دوني چقدر عزيزه .... قطره سپيد شبنم
مثل اون اشكهاي نازت ....  رو تن گلهاي مريم

نازنين خدا بزرگه .... غم و از خودت جدا كن

ما كه تنها نمي مونيم .... آفرين اخماتُ  وا كن

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 10:49 توسط نسیم |

 هفتصد پادشاه را هم اگر به خواب ببيني
كنار كوچه‌ي بغض بيداري، در انتظار تو خواهم ماند
چشم‌هايم را بر پوزخند اين و آن بستم
و چهره‌ي تو را ديدم
گوش‌هايم را بر زخم زبان اين و آن بستم
و صداي تو را شنيدم
دلم روشن بود كه يك روز از آن سوي گريه‌هايم مي‌آيي
التماست نمي‌كنم

هرگز گمان مكن اين واژه را
در آوازهاي من خواهي شيند
تنها مي‌نويسم – بيا
بيا و لحظه‌اي
            
    ----  كنار فانوس نفس‌هاي من  .... آرام بگير ----      
+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 10:49 توسط نسیم |

 

آيـا رابطه شما با دوست و يا همسـر خـود سـالـم و رشـد دهنده است؟ و يا آنكه رابطه اي يك سويه و مـخـرب؟ گـاهما درگيري رابطه اي ميگرديم كه از سالم بودن آن آگـاهي نداشته و دائما احساس بدبختي و سردرگمي ميـكـنـيــم بي آنكه بدانيم علت، همان رابطه ناسالم مي باشد.

يك رابطه سالم داراي ويژگي هاي ذيل است:

1-  احساس خوشايندي نسبت به خود و يكديگر.

2- دوستي و رفاقت متقابل - تنها يك رابطه فيزيكي نميباشد.

3-  رعايت حريم شخصي از سوي دو طرف.

4-  پذيرش عقايد يكديگر.

5- نداشتن خواسته ها و تقاضاي غير معقول از همديگر.

6- داشتن سهم برابر از قدرت و كنترل در رابطه .

7- تمايل بمذاكره براي دستيابي به يك راه حل منصفانه در مشاجرات از سوي دو طرف.

8- پذيرفتن مسئوليت اعمال و تصميمات از سوي دو طرف.

9- داشتن احساس امنيت در هنگام بيان حقايق و رك گويي ها.

10- پذيرفتن يكديگر بدون قضاوت و عدم نياز به تغيير دادن يكديگر.

11-  وجود آرامش و عدم تنش و خشم.

12- ايجاد رشد و پيشرفت به همراه  لذت و شادابي.

 

براي دستيابي به يك رابطه سالم به 2 نكته زير توجه كنيد :

 

خود شناسي: مـهـم اسـت كـه پـيـش از آنـكـه عـاشـق شويد خودتان را كاملا شناخته باشيد. يك رابطه سالم زمان و فضاي لازم را در اختيار شما قرار خواهد داد تا به زندگي شخصي خودتـان ادامـه داده و آرزوها و عـلايـق خـود را همچنان دنبال كنيد. در ضمن از كنار يكديگر بودن لذت ميبريد.

 

حقوق خود را بشناسيد : يك رابـطه سـالم دربـرگيرنده احترام متقابل ميباشد. در هـر رابـطه اي شما حق داريد كه سهم برابري در اتخاذ تصميمات دارا باشيـد.

 

ديگر حقوق شما شامل :

 

1- عـقايـد خـود را بـيان كرده و از همسرتان بخواهيد آنها را محترم شمارد. ( حتي اگر با آنها موافق نباشد )

2- رابطه را به آهستگي و با ميل خودتان پيش ببريد.

3- محترم شمرده شدن عقايد و خواسته هاي جنسي شما.

4- نـيـازهـاي عـاطفي و جسماني شما و همسرتان رعايت شود. ( مورد سوء استفاده جنسي، جسماني و احساسي قرار نگيريد)

 

نشانه هاي هشدار دهنده

 اساسا در يك رابـطـه نـاسـالـم يـكي از دو نـفر معتقدند كه رابطه را بايد تحت كنترل خود داشته باشد. شما ميتوانيد با يافتن نشانه هاي ذيل در فرد مقابل مـتوجـه آن گـرديد كه دچار يك رابطه نا سالم مي باشيد يا خير:

1- حسادت مي ورزد و رابطه شما با دوستان و خانواده تان را قطع ميكند.

2- معمولا جاي شما پاسخ ديگران را داده و يا تصميم ميگيرد.

3- امر و نهي ميكند.

4- قول ميدهد اما به آنها عمل نميكند.

5- نصيحت ميكند اما خودش به آنها عمل نميكند.

6- به شما از روي رياكاري ترحم و مهرباني ميكند.

7- شما را در يك موقعيت "هميشه بازنده" قرار ميدهد.

8- انتقام جو، پرخاشگر و كينه جو بوده، رفتار باج خواهانه و تهديد آميزي دارد.

 9- دائما در صدد تغيير دادن شما بوده و در صـورتي كه تمايلي به تغيير نداشته باشيـد، به شما حمله ور ميشود. اما در مقابل خود تمايلي به تغيير ندارد.

10- با شما بد رفتاري جسماني و كلامي مي كند.

11-  در پذيرفتن اشتباهات خود ناتوان است.

12- از دادن پاسخ طفره رفته و يا غير مستقيم و كنايه آميز پاسخ ميدهد.

13- شما را مكررا تحقير كرده و بازي ميدهد.

 14- از دستيابي شما به ضروريات و نـيـازهـايـتـان مـمـانـعـت مـي ورزد ( مـانند پول و يا تفريحات) .

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/07/28ساعت 10:47 توسط نسیم |

مطالب قدیمی‌تر