بــاران
باران شروع شده و من پشت پنجره
افسانه شکفتن یک دشت خاطره
بارش هنوز تمام نشده من عاشق شدم
هفت شقایق و هفت پرنده یک خاطره شدم
باران هنوز بارش یک ترانه است
چشم های خیس شاپرک خسته است
نم نم لطافت و پاکی یک لحظه یک نگاه
برق شکفتن یک دشت شقایق است
باران شکوه پر کشیدن و رفتن است
در اوج آسمان بی ستاره آتش گرفتن است
نم نم شروع دست نوشته های من
رویای عاشقانه لحظه های خیس من
هر چه مینویسم انگار خسته است
حرفهایم گذشته از شعر ...قصه است
باران هنوز تمام نشده من شکفته ام
بر روی قطره های محبت نشسته ام
سوگند به عشق که دوستت دارم